سفارش تبلیغ
صبا ویژن
مدیر وبلاگ
 

آمار واطلاعات
بازدید امروز : 0
بازدید دیروز : 3
کل بازدید : 7321
کل یادداشتها ها : 6
خبر مایه


 قسمت اول:نوجوان بودم و پامنبری حاج علیرضا... حاجی هنوز مشهور نشده بود.شبهای احیا می نشستیم زانوهارو بغل میگرفتیم با "خدای قشنگ" حرف میزدیم.فاطمیه سینه می زدیم "وای مادرم".عاشورا که میشد بعد از جلسه مثل خانواده داغدیده همدیگر را دلداری میدادیم زبون میگرفتیم...

یکبار میون این مویه ها حاجی گفت:بچه ها مگه مادر ما چه گناهی کرده که مثل مجرمها باید شب و مخفیانه دفن شود؟

وای از این داغ! بعد از سالها هنوز برای این روضه گریه میکنم!

 قسمت دوم:دادگاه اختلاس میلیاردی را داشت نشان میداد.نشان دادن هر چهره ای ممنوع است.با خودم گفتم بیچاره فیلمبردار !همش باید دور خودش بچرخه!!!!!!!

 قسمت سوم:دیدار بچه های سایت نطنز با امام خامنه ای.بیچاره فیلمبردار! نباید هیچ صورتی را نشان دهد!  

 قسمت چهارم:مجموعه تلویزیونی "ثریا" آن شب یه فیلم پخش نشده از شهید شهریاری نشان داد. وقتی که دانشجوهاش براش یه جشن کوچولو ترتیب داده بودن به مناسبت اینکه به رتبه استادی رسیده.اما همه صورتها شطرنجی بود درست مثل وقتی که مجرمین را نشان میدهد!!!!!!نه!کمی هم غلیظ تر!!با خودم گفتم تا وقتی شیطان حکومت میکنه مظلومیت فاطمه سلام الله علیه در هر لباسی تکرار میشه!

                                            _خاک بر دهان کسی که حرف از مذاکره با آمریکا میزند!_

 


  

 الان که این مطلب را مینویسم احساس میکنم هنوز هم "قم" پایتخت ایران است و هنوز هم سال 89 است و پاییز...

امروز یک پیامک به دستم رسید که تصمیم گرفتم با وجود مشغله زیاد این روزها پست بذارم:

 امروز پایتخت تهران نیست پایتخت ایران جایی است که امام خامنه ای در آن تنفس میکند.کرمانشاه !پایتختیت مبارک..


  

 با این متن میتونید گریه کنید هرچند به نظر طنز بیاد....

  -نمیدونم قصه شیعه تنوری را میدانی یا نه؟ او "هارون مکی" بود که در برابر دیدگان مرد خراسانی که امام صادق علیه السلام را به قیام فرامیخواند به امر امام و بی چون و چرا به داخل تنور پر از آتش رفت تا جواب این پرسش باشد که:چگونه یارانی را برای قیام لازم است؟

 امروز نیمه شعبانه .... وما باز تولد اماممون را در "غیبت" او جشن گرفتیم ....تفاوت ما با مردم مدینه در زمان رحلت پیامبر چیه مثلا؟!!!!!!!  چقدر اعتماد به نفسمون بالاس که گمان داریم این دنیای غیبت از تنور گداخته بهتره!!!؟

 ....عشق است تنور!!؟؟!!!!!!!!!


  

کدامیک اول بوده است؟تیلیت یا موسوی؟

این ستون گفت وشنود کیهان است در تاریخ21 اسفند 89:

گفت: تازه چه خبر؟!
گفتم: ضدانقلابیون فراری بدجوری به جان هم افتاده و همدیگر را مسخره می کنند.
گفت: خب! مبارک باشه! بالاخره خودکفا شدند و به جای اینکه دیگران آنها را مسخره کنند، خودشان یکدیگر را مسخره می کنند.
گفتم: یکی از آنها در سایت گویانیوز نوشته؛ آخه اینهم شد کار؟ اینجا در شهرهای آمریکایی و اروپایی پشت کامپیوتر نشسته ایم و دستور راهپیمایی صادر می کنیم و بعد که می بینیم هیچکس نیومده، اعتراض می کنیم که چرا نیومدید؟!
گفت: چه عرض کنم؟!
گفتم: همین سایت در ادامه نوشته، مگه قرار بود کسی بیاد؟ مگه غیر از ما که توی اروپا و آمریکا لم داده ایم کس دیگری هم گفته بود میام که اعتراض می کنیم چرا نیومده؟!
گفت: حیوونکی راست میگه! چند هفته میگن بیا بیا بیا و چند هفته دیگه داد می زنن چرا نیومدی؟ چرا نیومدی؟...
گفتم: از یارو پرسیدند صبحونه چی می خوری؟ گفت؛ تیلیت! پرسیدند ناهار چی؟ گفت تیلیت! پرسیدند عصرونه چی؟ گفت تیلیت! پرسیدند شام چی؟ گفت تیلیت! گفتند بی خیال! اصلا از این موضوع بگذریم، حالا بگو ببینیم اوقات فراغت رو چطوری می گذرونی؟ گفت؛ نون خرد می کنم واسه تیلیت!
کیهان

  اما شروع ساخت اخراجیها در تاریخ 10 اذر ماه 89 بوده.در سکانسهای اخرین فیلم صحبت خانم رهنو....ببخشید همسر  اقای حاج اکبر دباغ را شنیدید که درباره زحمتهایش برای تیلیت میگفت؟ 

 حالا کشف کنید اول تیلیت بوده یا موسوی؟

بگیم بروبچ حصر برای مهندس و زنش 6سیخ کباب بخرن سیخی 6زار تا اینا دیگه اینقدر مخ ملتو تیلیت نکنن

 

پ ن:نوروز خیلی قشنگه عیدتون مبارکآفرین


  

رویای میر حسین

میر:خر   پف    خر   پف....

زنش:صبحها ....شبها پف پفشو میکنه....ایش

میر:نه بابا 

زنش:....تو بیداری و اینقدر صدا میکنی؟

میر: نه دارم خواب میبینم....باور نمیکنم

ادامه خواب میر:چیه؟ چرا اینجوری نیگا میکنی؟

میر:شما چیز هستین؟

میر پنج:.....درست حرف بزن...

میر:شما زنده هستین ؟چه جوری؟

میر پنج:چیه مگه؟جنبش سبز که مرده زنده میکنه باگور،بی گور،بدوارث،بی وارث حتی "الخ "را هم زنده میکند،منم یکیش.من از نوع زنده باگور هستم....ها ها ها

میر:اما من شمارو چیز نکردم....

میر پنج:ادمش نیستی!

میر:...یعنی زنده نکردم...

میرپنج:خوب چه طور این طهرانچی را زنده کردی ؟هم گور داشت هم زنده بود منم همین طور

میر:من اسیر این صحنه ارایی های خطرناک نمیشوم

میرپنچ:...کردی !!مگه دست خودته منکر شی!!!از کف جهنم مارو چیز کردی حالا میزنی زیرش؟!!من عزاداری رو تعطیل کردم خیمه شو تو اتیش زدی،من لباس علمارو در اوردم ،تو گفتی مرگ بر اصل ولایت فقیه.من با اسرائیل رفاقت کردم تو گفتی غزه نه...

همسر میر اورا در حالیکه در خواب دست به یقه شده بود بیدار کرد...

میر:وای بازم چیز دیدم... 

 


  




طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ